اسلام با تبیین الگویی صحیح از حجاب سعی داشته تا سبکی متعالی را در این زمینه ارائه دهد. در نوشتار پیش رو برآنیم تا نگاهی به نوع پوشش در عصر جاهلیلت عرب وپس از آن بیندازیم.

 اسلام با تبیین الگویی صحیح از حجاب سعی داشته تا سبکی متعالی را در این زمینه ارائه دهد. در نوشتار پیش رو برآنیم تا نگاهی به نوع پوشش در عصر جاهلیلت عرب وپس از آن بیندازیم.
اگر مقصود از حجاب تنها پوشانیدن تن وبدن باشد باید گفت این مساله قبل از ظهور اسلام نیز وجود داشته و در دوران های مختلف تاریخی همه حاکمیتها با تکیه بر اصل اخلاق به نوعی از حجاب و پوشش تاکید داشته اند، اما این توجه وتاکید تنها حائز جنبه اخلاقی و یا به تعبیر بهتر اجتماعی بوده است. اما با ورود اسلام، تبیین آموزه های دینی، معجزه قرار گرفتن قرآن و تغییر و تحولاتی که پیامبر(ص) در خصوص آداب غلط عصر جاهلی اتخاذ کردند باعث آن شد تا در زمینه پوشش و حجاب نیز تغییراتی ایجاد شود.
در این عصر،حجاب و پوشش علاوه بر تاکید بر اصل اخلاقی، با تکیه بر اصل تقوا، کرامت انسانی، حدود اخلاقی و قیود فرهنگی مطرح می شود. واز آنجا که در اسلام برای هر امر مدارجی در نظر گرفته می شود در خصوص حجاب و پوشش نیز همین امر مصداق می یابد به نحوی که در قرآن کریم یکی از اهداف پوشش وحجاب طی مدارج کمال برای زنان در درجه نخست و سپس مردان در نظر گرفته شده است. اسلام با تبیین الگویی صحیح از حجاب سعی داشته تا سبکی متعالی را در این زمینه ارائه دهد.
گفته شده لباس عرب در زمان جاهلیت مثل همه چیز آنها ساده بود. عربهای آن روز قبا وشلوار نمی پوشیدند، لباس آنان پیراهن بلند سرتاسری، عمامه و عبا ویا رداء بوده است، سپس شلوار و قبا را از ایرانیان گرفتند وبه کار بردند، عربها کفش و چکمه نداشتند. فقط بعضی از اشخاص محترم گاهگاه کفش می پوشیدند، پیراهن عربها معمولا کوتاه بوده وتا روی زانو می آمده است و شمشیرها را حمایل می کردند.
بهترین نمونه لباس عرب، لباس حضرت رسول اکرم (ص) می باشد، به طوری که نوشته شده پیامبر برد را دوست داشتند و برد تن می کردند به خصوص بردی که رنگ آن قرمز و آستینش کوتاه بود وتا مچ دست می رسید، گاه هم جامه قرمز رنگ می پوشیدند و روی ان ردای کوتاهی بر می کردند که تا زانو می رسید و چکمه وکفش پا می کردند. پیامبر به شدت از جامه بلند تنفر داشتند وهمواره پوشیدن آن را نهی فرموده اند ایشان می گفتند:لباسی که روی زمین کشیده شودعلامت تکبر و غرور پوشنده است وباید در آتش افکنده شود.
در جامعه عرب معمو��ا بزرگان قوم لباس های نو و تازه برتن می کردند و سایرین پیرو آنها می شدند، وچنانکه گفته شده معاویه و عمال معاویه پیش از دیگران تجملات ایرانیان را معمول ساختند، به طوری که زیاد ابن ابیه امیر عراق به عادت و رسم ایرانیان قبای حریر می پوشید و چکمه های ساخت بصره پا می کرد.
کم کم سایر امویان جامه های حریر و ابریشم پوشیدند و و مردم هم در پوشیدن پارچه های گلدار پر نقش و نگار از آنان تقلید نمودند وبسیاری از لباس های رومی را نیز معمول داشتند اما چون می خواستند سادگی خود را نگاه دارند درعین حال مانند قبل عمامه سر می گذاشتند و شمشیر را روی کتف می انداختند.
در دوره عباسیان که همه کارها بدست ایرانیان افتاد عربها در بسیاری از آداب ورسوم و از آن جمله لباس پوشیدن پیرو ایرانیان شدند وبه طور رسمی از اوایل حکومت عباسیان مقرر گردید بطرز ایرانیان لباس پوشیده شود. منصور در سال 153 هجری به رجال دولتی فرمان داد به جای عمامه، قلنسوه (نوعی کلاه ایرانی ) سربگذارند. این کلاه، کلاهی دراز بود که آن را با چوب های نازک از نو مرتب می ساختند. منصور هم چنین دستور داد تا عربها مانند ایرانیان شمشیر را به کمر ببندند و همان طور که جامه سفید شعار امویان بود، عباسیان جامه ی سیاه رنگ را شعار خود قرار دادند وهرکس بر خلیفه عباسی وارد می شد مجبور بود روپوش سیاهی برکند که آن را سواد می گفتند.
منصور رجال دولتی را وادار کرد جبه های سیاهی بپوشند که روی آن این آیه نقش بسته بود(فسیکفیکهم الله وهو السمیع والعلیم). منصور به عمال خود فرمان داد تا در سراسر ممالک اسلامی این نوع لباس پوشیدن مرسوم شود. از آن روز عربها به تقلید ایرانیان لباس بر کردند، به خصوص دولتیان که مثل ایرانی ها قبا وشلوار و جوراب و طیسان و چکمه و.....می پوشیدند. اما توده ی مردم همان لباس قدیم عرب را به تن داشتند سپس هر دسته وطبقه ای لباس مخصوصی پوشیدند. فقیهان و عالمان عمامه ی سیاه آسترداری داشتند وجبه سیاه می پوشیدند. نخستین کسی که لباس عالمان را به این شکل در آورد ابویوسف قاضی هارون بود. او مقررکرد قاضیان کلاه بلند سر بگذارند وجبه نازک بپوشند که البته این شکل لباس با توجهه به موقعیت و شرایط زمانی تغییر می کرد.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه