وقتی که هیچگاه ضرر نمی کنی و یا به عبارت دیگر یک بازی دو سر برد زمانی شکل می گیرد که چشممان را بر روی انصاف ببندیم و بخواهیم یک طرفه به قاضی برویم.

وقتی که هیچگاه ضرر نمی کنی و یا به عبارت دیگر یک بازی دو سر برد زمانی شکل می گیرد که چشممان را بر روی انصاف ببندیم و بخواهیم یک طرفه به قاضی برویم.
در این بین وقتی که یک فروشنده نقش یک ریسلر و فروشنده خرد را بازی کند در صورت افزایش قیمت کالاها مجبور است تا در دفعات بعد کالا را باقیمت پایه بالاتری خریداری کند پس برای اینکه سرمایه و حجم کالای خریداری شده در دفعات بعد کاهش نیابد تصمیم می گیرد تا افزایش قیمت را از طریق خریدار جبران کند و این می شود که اگر هم کالا را مدتها قبل و به نازلترین قیمت خریده باشد، قیمت روز کالا را برای قیمت گذاری مد نظر قرار می دهد، تا اینجا شاید کمی مساله منطقی به نظر برسد ولی آیا خریدار باید ضامن افزایش قیمت و سود فروشنده باشد؟
حال عکس حالت فوق را در نظر بگیرید وقتی که فروشنده کالا را در پیک قیمتها و به گرانترین قیمت خریده باشد و بر حسب اتفاق قیمتها دچار افت و نزول چشم گیری شده اند آیا واقعا فروشنده کالا را به قیمت روز می فروشد؟ و یا دوباره برای جلوگیری از ضرر مالی دوباره از عبارت کالا قدیم خرید است استفاده می کند.
اگر روند فوق در بازار هر کالایی شکل بگیرد تنها متضرران واقعی مشتریان هستند.
از انصاف نگذریم هنوز هم فوشندگانی را می توان پیدا کرد که کم شدن سود و یا افزایش قیمتها را به حساب بازار و ضعف در تجارت خود می دانند.
ضرب المثل یک سوزن به خودت بزن و یک جوال دوز به همسایه کاملا بیانگر واقعیت فوق است.
پس قبل از هر نوع تجارت و کسب کاری سعی کنیم تا اخلاق تجارت را کسب کنیم تا بتوانیم در تصمیم گیری هایمان جانب انصاف را مد نظر قرار بدهیم.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه