اگر بخواهيم واقع بين باشيم، بايد اعتراف كنيم كه همه دروغ ميگويند. ميزان "شاخداري" اين دروغها و مصلحتي بودن و نبودن آنها در ميان افراد مختلف و موقعيتهاي متفاوت، فرق ميكند، اما شكي نيست كه همه ما گاهي دروغ گفته يا حقيقت را با جرح و تعديل بيان ميكنيم.

اگر بخواهيم واقع بين باشيم، بايد اعتراف كنيم كه همه دروغ ميگويند. ميزان "شاخداري" اين دروغها و مصلحتي بودن و نبودن آنها در ميان افراد مختلف و موقعيتهاي متفاوت، فرق ميكند، اما شكي نيست كه همه ما گاهي دروغ گفته يا حقيقت را با جرح و تعديل بيان ميكنيم. 


انسان دروغ گفتن را از سن 4 تا 5 سال مياموزد. اين زماني است كه او براي اولين بار متوجه ميشود كه حقيقت، از نظر همه يكسان نيست. كودك در اين دوره به قدرت بيان و توانايي كلمات پي ميبرد و از كلمات براي بيان خواسته ها، احساساتش و گاهي دروغ گفتن استفاده ميكند. اين دروغهاي اوليه از روي خباثت و بدانديشي نيست، بلكه او ميخواهد ببيند كه تواناييش در تغيير و اداره موقعيت تا چه حد است. بالاخره زماني ميرسد كه كودكان براي فرار از موقعيتهاي ناگوار و دردسرهاي شيطنت خود و يا براي بدست آوردن آنچه ميخواهند به دروغ گفتن متوسل ميشوند. 

درواقع، دروغگويي از نظر علمي يك روند تكاملي و لازم براي بقاي گونه هاست دروغگويي در گوريلهايي كه براي برقراري ارتباط از زبان اشاره استفاده ميكنند هم ديده ميشود، آنها در مواجهه با نتيجه اعمال نادرست خود، تقصير را به گردن حيوان ديگري مي اندازند. 

دروغهاي مصلحتي، كه براي دفاع يا حمايت از شخصي به كار ميروند و هيچ پيامد منفي دربر ندارند، مشكل چنداني ايجاد نميكنند. اما شخصي كه در اكثر موارد و درباره هر چيز، از امور بسيار مهم گرفته تا پيش پا افتاده ترين مسائل، خود را مجبور به دروغ گفتن ميكند، در اين زمينه مشكل دارد. كارشناسان چنين افرادي را دروغگويان بيمار يا مبتلا به بيماري دروغگويي مينامند كه البته بيشتر يك تشريح موقعيت محسوب ميشود نه تشخيص بيماري. مردم براي دفاع از خود، جالب به نظر رسيدن، كسب درآمد و موقعيت اجتماعي و يا احتراز از تنبيه دروغ ميگويند. 

معمولا دانستن اين نكته براي شخص فريب خورده بسيار مهم است كه آيا شخص دروغگو دانسته به اين كار دست زده يا خود نيز حرفهاي خود را باور داشته و به عبارتي خودش را هم گول ميزند و در نتيجه عمدا دروغ نگفته است. ممكن است كساني كه بيش از حد و دانسته و به منظور سود شخصي مدام دروغ ميگويند، به اختلال شخصيت جامعه ستيزي يا antisocial personality disorder مبتلا باشند. چنين افرادي مدام دچار درگيريهاي قانوني ميشوند.

از نظر اخلاقي، ما به عنوان يك جامعه واقعا تحمل دروغگوها را نداريم.هنگامي كه شخصي دروغ ميگويد، اعتماد ديگران را درهم شكسته و حتي يك دروغ ميتواند موجب شود كه ديگر به او اعتماد نكني��. 

براي اينكه با گفتن يك دروغ گير نيافتيم، باز هم به دروغ متوصل ميشويم. شكي نيست كه دروغگو دير يا زود اشتباه ميكند و دستش رو ميشود. از آنجايي كه با دروغ گفتن، چيزي به نام اعتماد را زير سؤال ميبريم و عدم اعتماد يكي از ديرپاترين و دردناكتريم پيامدهاي دروغگويي است، بهتر است هرچه زودتر با گفتن حقيقت، مشكلات را در همان ابتدا برطرف كنيم. 

از آنجايي كه همه ما گاهي دروغ ميگوييم، طرف مقابل ميتواند اين عذرخواهي را بپذيرد و شخص خاطي را ببخشد. اگر طرف مقابل گفته شخص دروغگو را باور نكند و او مدام بر اينكه دروغ نگفته پا فشاري كند، وضعيت بدتر و بدتر ميشود. به ياد داشته باشيد كه اگر اعتراف به طا تنها با اعمال زور و فشار بيش از حد انجام شود، تمام اعتماد ميان دو طرف از بين رفته و ترميم رابطه بسيار نامحتمل خواهد بود. 

به عنوان پدر و مادر مهمترين پيام شما در رابطه با دروغگويي براي فرزندتان اين است كه بخواهيد همواره با شما روراست باشند. به آنها بگوييد –و به اين گفته عمل كنيد- كه واقعيت هر قدر بد و ناراحت كننده باشد، باز هم ترجيح ميدهيد كه ناگوارترين حقايق را بشنويد تا اينكه فريب خورده و مشتي دروغ تحويل بگيريد. به آنها بگوييد كه در رابطه شما با يكديگر چيزي به اندازه اعتماد متقابل با ارزش و مقدس نيست و بايد اعتماد آنان را به اين واقعيت كه همواره و تحت هر شرايطي دوستشان داريد، جلب كنيد تا آنها بدانند كه شما واقعا خير و صلاحشان را ميخواهيد. به اين ترتيب بايد چنين بگوييد:" مثلا من ترجيح ميدهم بشنوم كه تو به مهمانيي كه من با آن مخالفت كرده بودم رفته اي و حالا برايت مشكلي پيش آمده و به كمك من نياز داري تا اينكه باز هم به دروغهايت ادامه داده و اعتماد مرا از خود سلب كني. من روراستي تو را بسيار با ارزش ميدانم و محدوديتها را با توجه به ميزان قابل اعتماد بودن تو برقرار ميكنم. هرچه اين اعتماد بيشتر باشد، محدوديتهاي تو نيز كمتر خواهد بود." 

معمولا ما كوشش ميكنيم بفهميم كه آيا شخصي واقعا در حال دروغ پردازي است يا خير تا بتوانيم تصميم بگيريم كه آيا ميتوانيم به او اعتماد كنيم يا اينكه ممكن است گول خورده و تحقير شويم؟ راستش را خواهيد، هيچ روش بدون خطا و صد در صد صحيحي براي تشخيص چنين موضوعي وجود ندارد. اما معمولا سرنخهايي در رابطه با شيوه رفتار شخص وجود دارند كه ميتوانند به ما هشدار دهند كه امكان دروغ شنيدن هم وجود دارد. 

علائم معمول
1. طفره رفتن از نگاه مستقيم. معمولا هنگام صحبت، لااقل نيمي از زمان گفتگو با نگاه چشم در چشم همراه است. اگر متوجه شديد كه شخص مقابل از چنين نگاهي خودداري كرده يا در زمان مشخصي به زمين و آسمان نگاه ميكند، احتمال اينكه راست نگويد وجود دارد. 

2. تغيير صدا. تغيير آهنگ، بلندي يا سرعت صحبت كردن شص هنگام توضيح موضوعي كه نسبت به راست و دروغ بودنش شك داريد هم ميتواند نشانه مهمي باشد. "من من" كردن و مكثهاي بي دليل مكرر نيز ميتوانند نشانه دروغ بودن مطلب باشند. 

3. زبان اعضا. پشت كردن به مخاطب، با دست پوشاندن چهره يا دهان هنگام صحبت، بي قراري دست و حركات تند پا و ناهماهنگي حركات بشي از بدن با بش ديگر، ميتوانند علايم ناراست بودن سخنان شخص باشند. 

4. گفته هاي متناقض. طبعا شنيدن توضيحات ضد و نقيضي كه با يكديگر جور در نمي آيند، بايد شما را به دروغ بودن تمام يا بشي از ماجرا مشكوك كند. 

اگر شما، از جمله افرادي هستيد كه تمام مدت و درباره امور پيش پا افتاده دروغ ميگوييد، به احتمال بسيار دچار مشكلي هستيد كه اگر در حال حاضر چنين نباشد، در نهايت شما را بن بستهاي اساسي در روابط اجتماعي و صوصي، امور مالي و قانوني خواهد كشاند. اينكه متوجه شويد عامل اصليي كه شما را به دروغ گفتن وادار ميكند چيست-تمايل به جلب توجه ديگران، محبوب بودن، ترس از مواجهه با واقعيت و علاقه به هيجان- اولين قدم در راه بهبودي است.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه